هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

27

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

اگرچه سعى مىكنند با خارجيان مودب و مهربان باشند ولى نمىتوان اين كيفيت ايشان را قدردانى كرد زيرا درعين‌حال بسيار كنجكاو و فضولند ، بدون اجازه وارد خلوت ترين مسكن شما مىگردند و حتى از اينكه لباس شما را پنهانى و از پشت لمس و امتحان كنند ابائى ندارند . ديگر از اخلاق ايشان آن است كه هرگز از كسى سئوالى نكنند و يا بندرت سئوالى بنمايند . در بلا يك نومرى بدون دعوت قبلى وارد خانه ما شد و پس از آنكه دو ساعت در اطاق پر از جمعيت ما نشست حتى بدون آنكه كلمه‌اى با كسى حرفى بزند از اطاق خارج شد . مردان سالم ، خوش‌سيما ، متوسط القامه و پهلوان و قوى مىباشند . زنان جثه‌اى معمولى داشته و بنظافت و خوش‌لباسى و آرايش چهره و لباس توجهى ندارند . لباس مردان مشتمل است بر يك پيراهن گشاد ، شلوار و يك كلاه كوچك ، اغلب شكل اين كلاهها از ناحيه‌اى بناحيه ديگر متفاوتست و در واقع كلاه وجه مشخص مردم نواحى مختلف است . زنان نيز به همين نوع لباس مىپوشند بجز اينكه پيراهن بلندتر بوده و تا قوزك پا ميرسد و بعضى از آنان جليقه‌اى ابريشمى يا پنبه‌اى كوچك بر روى پيراهن مىپوشند . غذاى اصلى مردم لس برنج و انواع غلات ديگر است كه مقدارى از آن را در سرزمين خود مىكارند . گاهى همراه برنج ماهى خشك يا روغن مصرف مىكنند . طبقات مرفه‌تر و درجه يك چه مسلمان و چه هند و گاهى به اين غذا گوشت تازه گوسفند اضافه مىكنند . گوشت گوسفند غذائى است تجملى كه قسمت عمده توده مردم استطاعت مصرف آن را ندارند . مردم لس اغلب گله‌هاى بزرگ گوسفند و بز دارند ، باضافه شترهاى عالى و گاوان سياه نيز كم نيست ولى اسب بسيار كم است و تازه جنس آنها كوچك اندام ، شرور و چموش و رموك است . زبان مردم لس بيش‌وكم همان زبان سندى است كه جدگالى يا جنگالى ناميده مىشود ، اسمى كه ظاهرا از قبيله‌اى به همين نام گرفته شده است . بايد به اين بحث مختصر خاتمه دهم و اضافه كنم كه شباهت قيافه و اخلاق نومرىها با هندوان هم كاپتن كريستى و هم مرا تحت تأثير قرار داد . از سيماى ايشان بىعلاقگى و خونسردى و لاقيدى و كاهلى مشاهده مىگردد كه من در هيچ كشور مسلمان ديگرى نظير آن را نديده‌ام . اين صفات بخصوص آنها را از همسايگانشان